تاریخ امروز:دوشنبه , ۲۵ شهریور ۱۳۹۸
اضطراب اجتماعی

چگونه با اضطراب اجتماعی خود مواجه شویم؟

مصاحبه با باربارا از موسسه freefromsocialanxiety – چگونه با اضطراب اجتماعی خود مواجه شویم؟

 

من به مشکل اضطراب اجتماعی دچارم. مطمئنم شما هم به این مسئله دچارید و به همین دلیل در حال خواندن این مقاله اید. اضطراب اجتماعی یک مشکل شایع است و بسیاری از افراد را تحت تاثیر قرار میدهد. اما ما نمیخواهیم شما احساس تنهایی کنید. هدف ما فراهم کردن فضایی امن است که در بتوانیم داستان های خود را با هم به اشتراک بگذاریم. من به عنوان یک خالق محتوا, اغلب سعی میکنم مقاله هایی برای کمک کردن به شما بنویسم. اما بیشتر علاقه دارم با افراد مختلفی که هر روز با آنها مواجه میشوم ارتباط برقرار کنم! اخیرا, با باربارا میلاوک در مورد رهایی از اضطراب اجتماعی مصاحبه کرده ام. امیدواریم با به اشتراک گذاشتن دیدگاه ها و داستان او در مورد رهایی از اضطراب اجتماعی بتوانیم در شما هم انگیزه ایجاد کنیم تا بتوانید از این مشکل رها شوید.

برای شروع , کمی در مورد خودتان به ما و خواننده ها توضیح دهید! کجا زندگی میکنید, چه کار میکنید, علایق , سرگرمی ها و اشتیاق شما چه چیزهایی هستند؟

من در یک مکان زیبا در سواحل اسلوونی زندگی میکنم. به طور کلی , عکاسی, شنا, پیاده روی, قایقرانی, یوگا, معنویت , روانشناسی, طراحی گرافیک, هنر, نوازندگی گیتار و آواز, بخشی از اشتیاق و سرگرمی های من هستند. علاوه بر این, من بیش از اندازه از کامپیوتر و اینترنت استفاده میکنم . درآمد من از طریق عکاسی, کار کردن در قایق های مسافرتی و انجام پروژه های آنلاین تامین میشود.

روانشناسی چگونه بر زندگی شما تاثیر میگذارد؟

آموختن روانشناسی , نقش مهمی در رشد شخصی من ایفا میکند. از دوران نوجوانی به روانشناسی علاقه پیدا کردم , اما از ۲۰ سالگی و زمانی که اضطراب اجتماعی , اضطراب عمومی و افسردگی ام از کنترل خارج شد , در این باره مطالعه بیشتری انجام دادم.

میتوانم بگویم مطالعه در مورد روانشناسی زندگی من را نجات داد. روانشناسی ذهن و قلب من را باز کرد و باعث شد جهان را از زوایای دیگری ببینم. روانشناسی به ما کمک میکند تا بهتر با خودمان و دیگران ارتباط برقرار کنیم.

اضطراب اجتماعی چگونه در شما به وجود آمد و چه مشکلاتی برای شما ایجاد کرد؟  

اضطراب اجتماعی باعث شد زمانی که به طور ذاتی با دیگران همدلی میکنم, بهتر بتوانم مشکلات و رفتارهای آنها را درک کنم. میخواهم نقل قول ارزشمندی از مری شلی را بیان کنم: ” هیچ کس بدی را به دلیل اینکه بد است انتخاب نمیکند, افراد تنها به دلیل جستجوی شادی و خوب بودن خطا میکنند.”

قسمت عمده اضطراب اجتماعی در من , به دلیل آسیب و سوء استفاده ای که در گذشته تجربه کرده بودم به وجود آمد. بنابراین, آگاهی یافتن از دلیل انجام این رفتارها توسط دیگران, در برطرف شدن اضطراب اجتماعی به من کمک کرد.

بدیهی است که درک کردن, عملکرد دیگران را توجیه نمیکند. با این حال, درک کردن باعث میشود رفتارهای دیگران را شخصی تلقی نکنیم و آنها را به ارزش خودمان مربوط ندانیم, چون زمانی که به اضطراب اجتماعی دچاریم از اعتماد به نفس بسیار کمی برخوردار میشویم.

قبل از درک این موضوع, فکر میکردم یک دیوار بزرگ و ضخیم اطرافم ساخته ام تا از خودم محافظت کنم و درمان شوم. اما, در طولانی مدت, تنها عشق باعث بهبودی ما میشود. عشق ورزی به خودمان و به دیگران. عشق ورزی به خود, به معنی پذیرش بی چون و چرای خودمان است, چیزی که اغلب آن را فراموش میکنیم.

پارادوکسی که در این مورد وجود دارد این است که : عشق ورزی به خود , شما را از آسیب دیدن محافظت میکند و به طور همزمان , باعث میشود با افرادی که مطابق با ارزش های شما هستند ارتباط برقرار کنید و درمان شوید. در عین حال, دیوار, باعث دور شدن شما از این افراد نیز میشود.

تنهایی, انزوا, افسردگی و اجازه سوء استفاده به دیگران , برخی از مشکلاتی بود که اضطراب اجتماعی برای من به وجود آورد. من از رفتن به مکان هایی که ممکن بود افراد آشنا را در آنجا ملاقات کنم پرهیز میکردم و از رفتن به مدرسه هم به شدت مضطرب بودم. در آن زمان در افکار درونی ام بودم , یا تمام مدت به موسیقی گوش میکردم ( به خصوص زمانی که در شهر قدم میزدم) و به این ترتیب جهان را فراموش میکردم و در دنیای خودم باقی میماندم.

بعضی از روش ها و استراتژی هایی که برای درمان اضطراب اجتماعی استفاده کردید چیست؟

در حال حاضر به اضطراب اجتماعی زیادی دچار نیستم. البته, قبل از سخنرانی در ملاء عام یا قرار گرفتن در رویداد های مهم مضطرب میشوم , اما این مسئله با اضطراب اجتماعی که قبلا به آن دچار بودم هیچ ارتباطی ندارد. بنابراین , در حال حاضر رویکرد متفاوتی با این مسئله دارم.

باید به شما بگویم , استراتژی هایی که استفاده کردم نه تنها برای مواجه شدن با اضطراب اجتماعی مفید هستند, بلکه به شما کمک میکنند تا به طور دائم از این مسئله دور شوید.

من از روش های مختلفی برای حل این مسئله استفاده کردم چون طبق تجربه شخصی من, ترکیب این روش ها باعث تاثیر گذاری آنها میشود. بعضی از آنها روش های قدیمی مثل تنفس از شکم, حرف زدن با خود, خود هیپنوتیزم کردن , تمرین ذهن آگاهی , تمرین های خود پذیری و غیره هستند.

با این حال, قدرتمند ترین روش برای برطرف کردن اضطراب اجتماعی این است که روی خوبیِ افراد تمرکز کنید, سعی کنید از آنها یاد بگیرید و به آنها عشق بورزید.

مخالف عشق, ترس است نه تنفر. زمانی که یاد میگیرید عشق را از درونتان رشد دهید, ترس به طور غیر ارادی از شما دور میشود. منظور من از عشق این نیست که به دیگران اجازه بد رفتاری و سوء استفاده دهید یا از رفتار های سوء استفاده کننده آنها طرفداری کنید. همان طور که قبلا گفتم, عشق شامل عشق ورزی به خودتان است و به شما کمک میکند تا درک کنید, ببخشید و از آن مسئله عبور کنید. به این نکته توجه داشته باشید که اولین تلاش برای استفاده از این روش ها و استراتژی ها معمولا تاثیر قوی به همراه ندارد. درست مثل چیزهای دیگر در زندگی, هر چه بیشتر این روش ها را تمرین کنید , بهتر میشوید.

من افرادی را میبینم که بعد از اینکه روشی را یک یا دو بار انجام میدهند میگویند ” این روش روی من بی تاثیر است.” چنین نگرشی به هیچ کس کمک نمیکند ( یا به ندرت کمک میکند)! بنابراین, این افراد امید خود را از دست میدهند و فکر میکنند نمیتوانند بر مشکلشان غلبه کنند. این نوع تفکر شرم آور است چون توانایی ما بسیار بیشتر از چیزی است که فکر میکنیم. پتانسیل ما بی حد و اندازه است.

بسیاری از خوانندگان ما هم به اضطراب اجتماعی دچارند. دوست دارید به آنها چیزی بگویید یا به آنها دلگرمی بدهید؟

هرگز تسلیم نشوید. حتی اگر به سختی روی چیزی کار کردید و به نتیجه مطلوب نرسیدید , به تلاشتان ادامه دهید و از هر چیز و هر کس که اطراف شماست یاد بگیرید. من به راحتی بر اختلال اضطراب اجتماعی غلبه نکردم. این مسیر دست انداز و بالا و پایین های زیادی داشت , اما این تلاش ها در نهایت ارزشمند بود.

گاهی اوقات, مشکلات روانی میتوانند دیدی که از خود داریم را تحریف کنند و زندگی ما را تاریک کنند. چه چیزی به حفظ انگیزه شما کمک میکند؟

فکر کردن به اینکه همه چیز میگذرد و لحظه های تاریک هم سپری میشوند. من در گذشته زندگی بدی داشتم و اغلب به خودکشی فکر میکردم. اما, در نهایت همه چیز تغییر میکند و سپری میشود و درس هایی که از دیگران می آموزید شما را قوی تر میکند.

پس, زمانی که همه چیز سخت میشد به خودم یاد آوری میکردم فرقی ندارد زندگی چقدر سخت است, همه چیز میگذرد و دردهایی که به آن دچارم نیز برطرف میشود. تغییر, تنها چیزی است که در زندگی پایدار میماند.

منظورم این نیست که فقط باید بنشینیم و منتظر باشیم تا مشکل ما حل شود. شما باید تلاش کنید و حتی گاهی اوقات به درد ها اجازه دهید باشند, آنها را بپذیرید , با آنها ارتباط برقرار کنید و به آنها اجازه دهید از شما دور شوند. سپس, به محض اینکه انرژی بیشتری پیدا میکنید , از آن در جهت رشد شخصی خود استفاده کنید.

 ممنون که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید. امیدواریم خوانندگان ما از توصیه ها, تجارب و دیدگاه های شما استفاده کنند.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *