تاریخ امروز:چهارشنبه , ۲۲ آبان ۱۳۹۸
نوکو

اندر مصائب ازدواج

قدیم اصلا ازدواج کردن این جوری نبود . شما میرفتی تو یه خونه ای واسه امر خیر ، دست خالی برنمیگشتی بیرون . بالاخره یکی رو بهت میدادن بری.
حتی اگه دخترهم نداشتن باز نا امید از در اون خونه نمیومدی بیرون .
یه بار با بچه ها تو کوچه فوتبال بازی میکردیم، توپ افتاد تو خونه همسایه. رفیقم رفت توپ رو بیاره ، برگشتنی با یه توپ پلاستیکی و همسرش از خونه اومد بیرون .

اما الان میری خواستگاری ، علاوه بر اینکه یه خونه باید به نام بزنی ، به سال تولد خانم مهریه بدی ، جهازیه رم باید خودت بخری . تازه اگه فرزند دیگه ای هم داشته باشن ، حضانت اون فرزند هم باید به عهده بگیری .
تازه همه اینا در شرایطیه که هم خوشگل باشی، هم خوش هیکل، هم قد بلند و هم با قیافه ت حال کنن .

الان پسر میخواد ازدواج کنه ، میگن ما خودمون مگه چی داشتیم پسرم ، نه خونه داشتیم ، نه ماشین ، نه پول ، نه کار ، نه کسی که کمکمون کنه . بره جلو خودت رو پای خودت وایسا.
اما واسع دخترشون میخواد خواستگار بیاد ، میگن : پسره خونه داره ؟ کار داره ، ماشین داره؟ ۱۰۰ میلیون سرمایه تو حساب بانکیش هست ؟ باباش پولدار هست اگه پسره نتونست ، باباش جمعش کنه ؟ والا ما که همه چی داشتیم وضع زندگی مون اینه ، اینا که ندارن میخوان چی کار کنن؟

توصیه من اینه که تو ازدواج حتما سعی کنید یه نفر رو انتخاب کنید که هم کُف تون باشه ، یعنی اگه شما پول ندارین ، اونا هم پول دار نباشن.
من خودم یه بار رفتم خواستگاری یه دختره . دختره گفت :
من چون هنوز ترم ۴ پزشکی ام زیاد حقوق نمیگیرم . درحد سه چهار میلیون که جیب خرجم در بیاد. ولی یه ماشین شاسی بلند دارم . بابا هم قول داده وقتی دکتر شدم یه خونه تو فرشته به نامم بزنه . شما چی ؟
منم یه نگاه کردم گفتم ، من ؟ منم شوهرتم دیگه دیووووونه .

بعد حالا شما فکر کنید با این همه سختی و مشقت تو سی الی چهل سالگی ازدواج میکنی ، یعنی سی سال آزگار پولتو جمع میکنی واسه این که ازدواج کنی ، اون وقت باید همه رو تو یه شب بدی بقیه بخورن .
من نمیدونم قدیم همه یه زرشک پلو با مرغ میخوردن اندازه دو پرس چلو کباب بره میومدن وسط مجلس رو شاد میکردن .
الان بستنی و شیرینی تر و ۱۸ تا موز و دو پرس باقالی پلو با گوشت و ژله، جوجه و کباب میخورن ، آخرم میای بلندشون کنی ، میگه جون تو من خجالت میکشم .
اون موقع که داشتی میلیون میلیون پول داماد بدبخت رو اماله میکردی خجالت نمیکشیدی؟
حالا اونا به کنار ورداشتی واسه من ساعت دیواری کادو آوردی ؟ خب تو اندازه یه یخچال ساید بای ساید خوردی ،
حداقل یه چیزی میاوردی داماد یه طبقه از یخچال رو باهاش پر کنه.

متنهایی که مینویسم، پادکستها و فیلمهایی که میسازم و موسیقی هایی که دوست دارم رو باهاتون به اشتراک میذارم.صفحه خودم : https://t.me/AliReza_Tehraniha

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *