تاریخ امروز:دوشنبه , ۲۵ شهریور ۱۳۹۸
فرزند پروری

 ۵ روش برای برخورد با والدین سمی 

زمانی که افراد در حال درمان ضربه ی روحی خود هستند, معمولا خودشان را از فردی که باعث این مسئله شده دور میکنند. اما اگر این آسیب از سوی پدر و مادر که هنوز آنها را میبینید اتفاق بیفتد چطور؟ چه با والدینتان زندگی کنید یا در زمان تعطیلات به دیدار آنها بروید , متوجه میشوید راهی برای برگرداندن درد, ترسها یا کابوس های عذاب آوری که تجربه کرده اید وجود ندارد. این موضوع برای شما بسیار سخت است. با وجود همه ی اتفاقاتی که افتاده , شما هنوز هم به نوعی درگیر این مسئله هستید. شاید زمان آن رسیده که به این موضوع نگاه دقیق تری داشته باشید. در این بخش, ۵ روش برای برخورد با والدین سمی را به شما معرفی میکنیم:

آرامش خود را پیدا کنید. اگر لازم است به بیرون بروید

اغلب, احساسات حواس ما را از حل مسئله پرت میکنند. اگر احساس عصبانیت , اضطراب یا تشویش به شما دست داده , به بیرون بروید و در هوای تازه نفس بکشید. بیرون رفتن از خانه برای چند دقیقه به نفع شماست. شاید هوای داخل خانه سمی نباشد , اما جَو خانه سمی است. جلوگیری کامل از احساسات و خاموش ماندن امری غیر ممکن است. علاوه بر این , احساسات ما در تشخیص خطر به ما کمک میکنند. اما به جای بروز شدید این احساسات , بهتر است از خانه خارج شوید, به پشت بام بروید و قبل از برگشتن به خانه کمی گریه کنید یا فریاد بزنید تا آرام شوید.

شما و پدر و مادرتان دچار مشکلات بسیاری شده اید. کاری که میخواهید انجام دهید شجاعانه است. از خودتان انتظار نداشته باشید که برخورد بدون نقص و کاملی داشته باشید, اما در مورد رفتاری که بروز میدهید آگاهانه عمل کنید. بنابراین , زمانی که دچار عواطفی هستید که هر ثانیه ممکن است منفجر شوند , از خانه بیرون بروید و آرام شوید تا بتوانید اعمالتان را کنترل کنید.

با انگشت اشاره نکنید. از مقابله و مقایسه بپرهیزید

این کار باعث میشود با یکدیگر بحث کنید نه اینکه با هم گفتگو کنید. در نتیجه , والدین شما احساس میکنند به آنها توهین شده و میخواهند از خودشان دفاع کنند. آنها نمیخواهند به حرف های شما گوش کنند چون احساس میکنند مورد حمله قرار گرفته اند. به جای گفتن ” چرا شما نمیتونید مثل دیگران یا مثل پدر و مادر دیگران باشید ؟” یا مقصر دانستن آنها بابت همه ی مشکلاتی که دارید , به آنها بگویید به شدت ضربه خورده اید و تحت تاثیر قرار گرفته اید.

به جای جملاتی مثل , ” خودت میدونی نباید به حد و مرزهای من تجاوز کنی” یا ” خودت میدونی نباید از من انتقاد کنی” , از جملات دیگری استفاده کنید. مثلا, ” من میخوام رابطه ی بهتری داشته باشیم اما وقتی به حدود من بی احترامی کنی یا منو مورد انتقاد قرار بدی چنین چیزی اتفاق نمیفته. میدونم این کار برای هر دوی ما سخته اما بهتره با هم تلاش کنیم.” سعی کنید فرد عاقل تر باشید و از خودتان همدلی نشان دهید. اگر والدینتان شما را مورد انتقاد قرار داده باشند , میدانید که این تجربه چقدر ترسناک است. به جای اینکه شما هم از آنها انتقاد کنید , مکالمه را به سمت بهتری هدایت کنید تا هر دوی شما بیشتر بتوانید صحبت های یکدیگر را بشنوید.

صادق باشید و چیزی که از آنها میخواهید را بیان کنید

به آرامی با آنها رفتار کنید و احساس و نیازهای خود را صادقانه به آنها توضیح دهید. صحبت کردن صریح برای شما سخت است , اما در این مرحله مشخص است که پدر و مادرتان به درستی با شما رفتار نمیکنند. انجام دادن این کار از یک روش سالم باعث رشد و پیشرفت شما میشود. به جای فریاد زدن , در مورد مسئله ی مورد نظر به آرامی با آنها برخورد کنید. به آنها بگویید میخواهید شرایط بین شما بهتر شود, اما فقط شما نمیتوانید بار هر دو سمت را به دوش بکشید و همه ی کارها را انجام دهید.والدینتان باید به اندازه ی شما مشتاق باشند تا روابط بین شما بهتر شود. شما نمیتوانید والدینتان را مجبور به تغییر کنید, اما میتوانید دیدگاه هایی را به آنها ارائه کنید تا در نهایت باعث درک آنها شود.

زمانی که برای اولین بار اوضاع بین من و مادرم بیش از حد بد شده بود از خانه خارج شدم و به مدت چند هفته با یکدیگر صحبت نکردیم. یک روز صبح , با صدای زنگ موبایلم از خواب بیدار شدم. به صفحه ی موبایل نگاه کردم و متوجه شدم مادرم در حال زنگ زدن است. با حالت نیمه خواب و بدون فکر کردن تلفن را جواب دادم. از پشت خط صدای نفس کشیدن مادرم می آمد و بعد تلفن را قطع کرد. آن سکوت کوتاه به چه معنا بود؟ مهم ترین حرف ها , از نظر گفتن جزو سخت ترین ها هستند. اما زمانی که تنها این حرف ها را دارید , در نهایت راهی را برای بیان آنها پیدا میکنید.

فقط آنها را نگه دارید

والدین شما مثل همه ی ما کامل نیستند و شما این موضوع را بهتر از هر کسی میدانید چون رفتارهای آنها هر روز بر شما تاثیر گذار است. اینکه افراد لایه ای چطور به نظر میرسند خنده دار است. ترکیبی از ناراحتی , اشتیاق و نا امیدی در درون هر یک از ما وجود دارد. بعضی از روزها , ممکن است پدر و مادرتان تهاجم و پرخاش خود را بروز دهند. زمانی که آنها به حرف های شما گوش نمیدهند یا اجازه نمیدهند نیازهای خود را بیان کنید , ناراحت میشوید. شما خشمگین میشوید , میترسید و نا امید میشوید. اما زمانی که از اتاق آنها به آشپزخانه میروید تا یک لیوان آب بنوشید , صدای گریه ی آنها به گوش میرسد. چطور ممکن است فردی یک دقیقه عصبی و خشن باشد و بعد از آن شکننده و لرزان شود؟

گاهی اوقات, کلمات را نمیخواهیم , چون کلمات باعث شکست ما میشوند. من هر روز این شکست را تجربه میکردم چون استفاده از کلمات بین من و والدینم بسیار سخت بود. بنابراین , زمانی که به سختی میتوانید حرف بزنید, بهتر است اصلا چیزی نگویید. نزد والدینتان بروید و دست آنها را بگیرید. آنها را بغل کنید تا گریه کنند و بشکنند. این پایان ماجرا نیست. همراه با هم بشکنید تا جایی که دیگر چیزی برای شکستن وجود نداشته باشد. سپس اجازه دهید آنها بفهمند شما میخواهید همه چیز را با آنها از نو شروع کنید. این کار ساده نیست, اما زمانی که والدینتان را نرم میکنید احساس قدرت به شما دست میدهد.

عشق و حمایتی که همیشه از آنها میخواستید را نشان دهید

اگر آنها نمیتوانند بفهمند چطور شما را دوست داشته باشند , شما میتوانید چیزی که از دست داده اید را به آنها نشان دهید. این کار کمی مضحک به نظر میرسد که والدین از فرزند خود بیاموزند. اما , آگاهی قدرت است و گاهی اوقات , زمانی که انتظار زیادی نداریم به آن دست پیدا میکنیم. اغلب, کودکانی که توسط والدین سمی بزرگ میشوند خودشان هم این چرخه ی سمی را تکرار میکنند یا به مخالف فردی که همیشه از آن میترسیدند تبدیل میشوند. برای مثال , من یاد گرفتم به جای عصبانیت و فریاد زدن , انعطاف پذیر و فهمیده باشم.

برای والدین خود مثال بزنید و به آنها نشان دهید هنوز هم میتوانند به فردی که میخواهند تبدیل شوند. شما متوجه میشوید درون هر پدر و مادر یک کودک وحشت زده وجود دارد که از ناراحت کردن دوباره ی شما میترسد.

ما به درخواست یکی از خواننده ها این مقاله را نوشتیم. این توصیه ها ممکن است برای همه کاربرد نداشته باشد , چون تجربه ی هر یک از ما با هم متفاوت است. متاسفانه , هیچ ” روش صحیحی” برای برخورد با والدین سمی که رفتار آنها یکنواخت نیست وجود ندارد. اما من این مقاله را طبق تجربیات شخصی خود و از صمیم قلب_ جایی که خاطرات وحشتناک در آن قرار دارد و اتاقی است که برای بهبودی به آن وارد شدم_ برای شما نوشتم. از همه ی شما که همراه با من به این اتاق وارد شدید سپاسگزارم.

 

توصیه میکنیم از ویدیوهای فرزندپروری نوکو که در این لینک موجود هستند هم دیدن فرمایید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *